اهمیت یادگیری آموزش ریاضی به کودکان و نوجوانان

اهمیت یادگیری ریاضی و 4 نکته مهم درباره آموزش ریاضی به کودکان

 

ریاضی چالش برانگیزترین و از نظر خیلی از والدین و آموزگاران مهم ترین درس مدرسه محسوب می شه. بعضی ها اونو شیرین ترین درس مدرسه می دونن در حالی که برای خیلی از افراد یادآور ناکامی ها و شکست های تلخی از دوران تحصیلشونه. در این مطلب به موضوع آموزش ریاضی به کودکان، دلیل اهمیتش و شیوه های صحیح آموزش اون به کودکان می پردازم.

چرا یادگیری ریاضی اهمیت دارد؟

اهمیت یادگیری ریاضی به دلیل نقش مهمی که در جنبه های مختلف زندگی ما داره، انکارناپذیره. 

 مفاهیم مختلف ریاضی در گوشه و کنار زندگی ما دیده می شن و تسلط بر این مفاهیم باعث سهولت خیلی از کارها در زندگیمون میشن.

از جمله رایج ترین این مفاهیم، عدده با نقش پررنگی که در زندگی همه ما داره. مثلاً در حل و فصل مسائل مالی و محاسباتی مختلفی که به طور روزمره باهاشون مواجه می شیم، ناچاریم که از اعداد و ارقام و محاسبات عددی استفاده زیادی بکنیم.

بقیه مفاهیم ریاضی هم حداقل در ساده ترین سطحشون، که معمولاً در دوران دبستان آموزش داده میشن، در زندگی ما کاربرد دارن.

مفاهیمی مثل طول، مساحت، حجم و گنجایش، نسبت و تناسب و … و حل مسائل مربوط به اونا در زندگی همه ما کمابیش وجود داشته و خواهند داشت.

حتماً برای شما هم شرایطی به وجود اومده که نیازمند اندازه گیری یک طول یا سطح خاص برای خرید پرده، ملحفه، رومیزی، فرش، موکت، سرامیک،موزاییک و … شده باشین.

حتماً گاه به گاه با موضوع گنجایش و محاسبه یا تخمین حجم مورد نیاز برای نگهداری مایعات مواجه شدین و یا شاید برای پختن یک غذا یا شیرینی از روی یک دستور پخت، مجبور به تغییر نسبت های مواد اولیه و محاسبه میزان دقیق مصرف هر کدوم از اونا شده باشین و هزاران مسئله متنوع دیگه ای که در زندگی پیش میان که می تونیم اونا رو به منطقی ترین، به صرفه ترین و درست ترین شکل ممکن و با داشتن دانش و مهارت اندکی در ریاضیات حل و فصل کنیم.

بنابراین یادگیری مفاهیم ابتدایی و پایه ریاضیات حداقل به دلیل کاربردی که در زندگی روزمره همه ما دارن، بسیار اهمیت داره و باید از همون دوران کودکی آموزش ریاضی به کودکان رو مورد توجه قرار بدیم.

آموزش ریاضی به کودکان از چه سنی باید آغاز شود؟

وقتی از آموزش ریاضی به کودکان حرف می زنیم، منظورمون به هیچ وجه یاد دادن اعداد و ارقام و معرفی مفاهیم و تکنیک ها و قواعد ریاضی و محاسبات و … نیست.

آموزش ریاضی به کودکان همون طور که در قسمت های بعدی این مطلب اشاره خواهم کرد، پرورش ذهن کودک برای تفکر به شیوه منطقی و ایجاد پیش زمینه های اولیه برای شروع درک مفاهیم ریاضیه. اگر این دیدگاه رو در نظر داشته باشیم و منظورمون از آموزش ریاضی به کودکان، این باشه، از هر زمانی و از همون دوران نوزادی می تونیم کارمون رو برای آموزش ریاضی به کودک آغاز کنیم.

بهترین شیوه آموزش ریاضی به کودکان کدام است؟

یادگیری مفاهیم ریاضی، تنها با آشنا شدن با یک سری تکنیک ها و قراردادهای از پیش تعیین شده، امکان پذیر نیست.

یعنی نمی تونیم انتظار داشته باشیم که با معرفی کردن یک مفهوم ریاضی و بیان ویژگی های اون و دادن توضیحاتی راجع به اون مفهوم، فرد اونو یاد بگیره. دونستن و رعایت چند نکته در این زمینه الزامی و راهگشا هستند:

نکته اول:

یادگیری هر موضوعی در ریاضی نیازمند اینه که فرد اولاً نسبت به اون موضوع احساس نیاز کنه. مثلاً کودک ضمن یک فعالیت یا بازی خاص احساس کنه که نیاز داره تا تعداد یه سری از اشیاء یا افراد رو بدونه. مثلاً قرار باشه که برای هر کدوم از مهمانان یا اعضای خانواده یک بشقاب و یا برای هر کدام از دوستانش یک عدد شکلات برداره.

یا مثلاً ممکنه کودک هنگامی برای مفهومی مثل حجم یا گنجایش، احساس نیاز کنه که قرار باشه ظرفی انتخاب کنه و مقداری آب رو از ظرف دیگه ای به اون منتقل کنه، بدون اینکه آبی در ظرف اصلی زیاد بیاد یا از ظرف دیگه سرریز کنه.

در این شرایط و شرایط مشابه دیگه ای درباره موضوعات مختلف، کودک به طور ملموس و واقعی به دونستن بعضی از مفاهیم ریاضی احساس نیاز می کنه، هر چند لازم نیست این نیاز اون همون موقع پاسخ داده بشه، اما شکل گیری این نیاز به خودی خود می تونه ذهن کودک رو به چالش بکشه، اونو در مهارت حل مسئله تقویت کنه و انگیزه و رغبت رو برای یادگیری مفاهیم در سنین بعدی و در دوران مدرسه بیشتر کنه.

نکته دوم:

موضوع دیگه ای که بعد از ایجاد احساس نیاز، برای آموزش ریاضی در کودکان  اهمیت داره، هدایت کودک به مسیریه که خودش برای مسئله ای که پیش رو داره راهکار پیدا کنه. یعنی بهترین شیوه آموزش ریاضی به کودکان اینه که کودک رو به شکل غیرمستقیم به سمتی هدایت کنیم که خودش به راه حلی منطقی برای پاسخ دادن به اون نیاز برسه. در واقع به جای اینکه تکنیک ها و راه حل ها رو به طور مستقیم بهش تحویل بدیم، کاری کنیم که خودش فکر کنه و همون تکنیک ها رو شخصاً به دست بیاره.

مثلاً برای مسئله گنجایش که در سطرهای بالا توضیح دادم، بهش کمک کنیم تا بفهمه که می تونه از یه پیمانه کوچک تر برای جابه جا کردن آب یا انتخاب ظرف مناسب کمک بگیره. به همین ترتیب میشه کودک رو در سنین مدرسه هدایت کرد که تکنیک های محاسباتی (مثل روش های جمع و تفریق و …) و یا فرمول های مختلف (مثل فرمول محاسبه مساحت یا محیط چندضلعی ها و…) رو خودش کشف کنه.

به این روش کودک از همون مسیری به پاسخ سؤالاتش می رسه که در طول سالهای سال، انسان برای رسیدن به این راه حل ها و کشف این قواعد، قوانین، فرمول ها و تکنیک ها طی کرده.

البته این، حالت آرمانی قضیه نیست. حالت آرمانی اینه که کودک به فردی تبدیل بشه که بتونه راه حل های بهتر و یا حداقل خلاقانه و متفاوتی رو ابداع کنه که با وجود اینکه با روش معمول حل این مسئله تفاوت داره، منجر به جواب درست بشه.

نکته سوم:

 یادگیری صحیح، ریشه ای و فعالانه ریاضی به معنای اینه که فرد یاد بگیره به شیوه یک ریاضیدان به موضوعات نگاه کنه و یکی از اصول اولیه برای داشتن چنین نگاهی که باید برای آموزش ریاضی به کودکان، مدنظر باشه اینه که کودک بتونه به شیوه منطقی به موضوعات مختلف فکر کنه.

از هوشی به نام هوش منطقی_ریاضی نام می بره. همین نامگذاری کافیه تا ارتباط بین این دو مسئله، یعنی ریاضیات و منطق رو به صورت تنگاتنگ و جدایی ناپذیری نشون بده. 

بنابراین همون طور که گفتیم یکی از اصول اولیه در یادگیری صحیح و البته آسان ریاضی مجهز بودن فرد به تفکر منطقیه، که باید از کودکی در وجود کودک پرورش پیدا کنه.

سعی می کنم در مطالب بعدی به راهکارهایی برای تربیت کودکی با تفکر منطقی هم بپردازم.

نکته چهارم:

مسئله مهم بعدی در یادگیری مباحث ریاضی، داشتن پیش زمینه های تجربی کافی در زمینه هر کدوم از آن موضوعاته. این مسئله علاوه بر اینکه به ایجاد اون احساس نیاز که قبلاً توضیح دادم کمک می کنه باعث میشه که به طور ناخودآگاه، زمینه های عملی از درک اون مفهوم، در ذهن کودک ایجاد بشه.

یکی از دلایل توصیه های مؤکد کارشناسان، برای بازی های کودکانه هم همین موضوعه. کودک در ضمن بازی، با مسائل یا تجربیاتی مواجه می شه که خیلی از اونا مبتنی بر قواعد ریاضی و یا قوانین مختلف فیزیکی، شیمیایی و … حاکم بر جهان هستند. کودکی که بیشتر چنین تجربیاتی داشته هنگام مواجه شدن با هر یک از این مفاهیم در مدرسه، با یادآوری تجربه قبلی و انطباق اون تجربه با موضوع مورد آموزش در کلاس درس، درک کامل تر و عمیق تری نسبت به اون پیدا می کنه.  

 به عنوان مثال یادگیری مفهوم گنجایش برای کودکی که تجربه های زیادی از آب بازی، انتقال مایعات از ظروف مختلف به همدیگه و تجربه های مشابه این داشته باشه خیلی ساده تر، ملموس تر، عمیق تر و ماندگارتره به نسبت کودکی که چنین تجربه هایی رو نداشته و یا به دفعات بسیار اندکی داشته.

در واقع هر یک از تجربیات قبلی کودک، در حکم قطعات دومینویی هستند که یکی یکی و به درستی در کنار هم قرار گرفته اند و یک اشاره کوچک آموزگار کافیه تا تمامی قطعات به درستی فرو ریخته و اون موضوع به طور صحیح و کامل در ذهن کودک جا بگیره.

جمع بندی:

بر اساس توضیحات بالا آموزش ریاضی به کودکان نباید منحصر به معرفی هر موضوع و قراردادها، قواعد، تکنیک ها و راهکارهای از پیش ابداع شده به کودک باشد _ که البته متأسفانه در اغلب موارد  هم به همین شیوه است _ بلکه کودک خودش باید در احساس نیاز به اون موضوع، درک و فهم منطقی شرایط، پیشنهاد راهکارهای منطقی ممکن و کشف راه حل های بهتر حضور فعال و مؤثری داشته باشه تا به درک درست و کامل و یادگیری عمیق، ریشه ای، ماندگار و البته کاربردی اون موضوع دست پیدا کنه.

 بنابراین از بهترین راه حل هایی که می شه برای زمینه سازی در تربیت یک دانش آموز علاقمند و مسلط به ریاضی در پیش گرفت، ایجاد فرصت های کافی برای بازی ها و فعالیت های مختلف، در شرایط مختلف و با ابزار و وسایل مختلفه. 

من تلاش می کنم تا در این وبسایت مطالبی رو ائم از مقالات، ویدیوها، محصولات و … منتشر کنم که به والدین، مربیان، آموزگاران و سایر افراد مرتبط با کودکان کمک کنه به بهترین شکل ممکن در موضوعات آموزشی مختلف، به ویژه ریاضی، کودکان رو هدایت کنن و بهترین شکل آموزش رو به اونا ارائه کنند. خوشحال میشم که تجربیات و نظرات ارزشمند شما رو هم در این زمینه بدونم.